تبليغاتX
قحط عاطفه
هرگز از مرگ نهراسیدم

اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

هراس من-باری- همه از مردن در سرزمینی است

که مزد گورکن

از بهای آزادی آدمی

افزون باشد

 

جستن،

یافتن،

و آنگاه به اختیار برگزیدن

و از خویشتن خویش

بارویی پی افکندن-

اگر مرگ را ار این همه ارزشی بیش تر باشد

حاشا، حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 16:14 توسط عاطفه خانوم |