
آب اگر چه بی صداترین ترانه بود
تشنگی بهانه بود
من به خواب های کوچک تو اعتماد داشتم
چشم های عاشق تو را به یاد داشتم
می وزید عطر سیب
سمت خواب های ساده ونجیب
من به جست وجوی تو
در هوای موی تو
رفت و آمد کبود گاهواره ها
زیر چتر روشن ستاره ها
تا هنوز صبر می کنم
ابر می رسد
باد مویه می کند
چکه چکه از گلوی ناودان ،
یاس تازه می دمد
تا هنوز تشنه ام
تا هنوز تشنگی بهانه است
آب بی صداترین ترانه است
تا هنوز تشنگی بهانه است
عبدالجبارکاکایی