شدم مثل کامپیوترهایی که ویندوزشون پکیده و حتی جونشون در می یاد تا مای کامپیوترو وا کنن!
این پست فقط به افتخار علی کوچولو است.
فرشته ی تازه از راه رسیده ای که با اومدنش، کلی همه رو به جنب و جوش وا داشته.
در محله های اعیان نشین جایی برای دلقک ها نیست. نه اینکه دو دنیا وجود داشته باشد، یکی برای ثروتمندها و یکی برای تهی دست ها. خیلی مهمتر از این است. فقط یک دنیا وجود دارد، آن هم دنیای ثروتمندان است، و کنار آن یا پشت سرش ساختمان های بی قواره پس مانده های این دنیا.
نمی دانم دوست دارم کوچه ای به اسمم باشد یا نه. اگر هم باشد باید کوچه ای باشد رو به دشت، در حومه شهر، جایی که خانه ها از هم فاصله می گیرند، و مثل حبه قندی که در آّب حل می شود، در طبیعت ذوب می شوند.
سنگ های قبر شبیه جلد روی کتاب ها هستند. به همان شکل مستطیل. و گاهی هم جمله ای کوتاه روی آن ها، مثل روی نوارهای قرمز تبلیغاتی: تقدیم به تو برای ابد.
دیوانه بازی، کریستین بوبن